معنی مدمدة
6 بازدید
[ مَ مَ دَ ] (ع مص) گریختن. (منتهی الارب). هرب. (اقرب الموارد). فرار کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مدمدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر