معنی مدلوک
7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) فرس مدلوک؛ اسبی که استخوان سر سرینش بلند نباشد. (منتهی الارب). || رجل مدلوک؛ مردی که در سؤال بر وی ستیهیده شود. (منتهی الارب). که در مسأله ای مورد الحاح واقع شود. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || بعیر مدلوک؛ شتر سفرآزموده یا شتری که در دو زانوی وی نرمی و سستی باشد. (منتهی الارب) (از متن اللغة) (اقرب الموارد). || مصقول. (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مدلوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر