معنی مدسم
5 بازدید
[ مُ دَسْ سِ ] (ع ص) به روغن ترکننده. (آنندراج). نعت فاعلی است از تدسیم. رجوع به تدسیم شود.[ مُ سِ ] (ع ص) آنکه بر قاروره سربند می بندد. (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). مسدودکنندهٔ در شیشه. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مدسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر