معنی مدسج
7 بازدید
[ مُ سِ ] (ع اِ) جانورکی است که بر آب می دود و مانند تننده می تند و به فارسی آن را خس گویند. مُدَسِّج. (از منتهی الارب). جانور بافنده ای چون عنکبوت. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).[ مُ دْ دَ سِ ] (ع ص) منتسج. (متن اللغة): اندسج و انسدج؛ انکب علی وجهه فهو منتسج و مدسج. (متن اللغة).[ مُ دَسْ سِ ] (ع اِ) مُدسِج. (متن اللغة) (اقرب الموارد). رجوع به مدسج شود. || تننده. منتسج. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مدسج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سج» برای سرودن شعر