معنی مدرن
4 بازدید
[ مُ رِ ] (ع ص) حطب مدرن؛ هیمهٔ خشک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). یابس. (متن اللغة) (اقرب الموارد). || جامهٔ چرکین . || چرکین گرداننده . || شترانی که علف ریزهٔ خشک را چرند. (آنندراج).[ مُ دِ ] (فرانسوی، ص) تازه. نو. جدید. تازه باب شده. مد روز. باب روز.
کلمات همقافیه با «مدرن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رن» برای سرودن شعر