معنی مدددهنده
4 بازدید
[ مَ دَدْ دَ هَ دَ / دِ ] (نف مرکب) مددکننده. مددرس. یاری دهنده. ممد: خاطر اشرف شهنشاهی که مدددهندهٔ شعلهٔ شمع آفتاب و فروزندهٔ مشعلهٔ ماهتاب است. (سندبادنامه ص ۲۸۲).
کلمات همقافیه با «مدددهنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر