معنی مدحور
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) مطرود. آنکه به عنف رانده و دور کرده شده باشد. (از متن اللغة). طردشده. رانده شده. دورکرده شده. گویند: الشیطان مدحور من رحمة اللََّه. (اقرب الموارد): ور دیو ز کار بازداردت رنجور بوی و خوار و مدحور.ناصرخسرو. ز توقیع همایون تو گردد چو از لاحول دیو فتنه مدحور.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «مدحور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر