معنی مدبرروی
4 بازدید
[ مُ بَ ] (ص مرکب) بددیدار. بدروی. که دیدارش نحس و نامبارک است : مدبرروی پلیدجامه و ترشروی مباش. (منتخب قابوسنامه ص ۲۱۶).
کلمات همقافیه با «مدبرروی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر