معنی مدبج

معنی مدبج

5 بازدید
[ مُ دَبْ بَ ] (ع ص) آراسته به دیباج. (منتهی الارب). که اطرافش را به دیبا زینت کرده باشند. (از متن اللغة): دبج الطیلسان؛ زینه بالدیباج. (اقرب الموارد). نگارین. منقوش. (یادداشت مؤلف). || احمق زشت سر و خلقت. (منتهی الارب). مرد زشت صورت زشت سر زشت خلقت. (از متن اللغة). || (اِ) نوعی از مرغ آبی است. (منتهی الارب). طایری است از جنس مرغان آبی زشت هیأت و منتفخ الریش. (از متن اللغة). || جغد. (منتهی الارب) (از متن اللغة). || (ص) (در اصطلاح حدیث و درایه) نزد محدثان روایت دو نفر قرین یکدیگر که هر دو از حیث سن نزدیک به هم باشند و سند یکی از آن دو از قرین خود باشد مانند روایت ابی هریره و عایشه از یکدیگر و روایت تابعی از تابعی دیگر... و مدبج اخص از روایت اقران است و هر مدبجی اقران است اما هر اقرانی مدبج نیست... و تدبیج مأخوذ از دیباجتی الوجه است و اقتضا کند که راوی و مروی عنه مساوی باشند از دو جانب.

کلمات هم‌قافیه با «مدبج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید