معنی مداولة
5 بازدید
[ مُ وَ لَ ] (ع مص) گردانیدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی) (منتهی الارب) (زوزنی). گردانیدن روزگار را. (از منتهی الارب) (از زوزنی) (از تاج المصادر بیهقی). تصریف. تصریف ایام. (اقرب الموارد). فی القرآن: {/Bوَ تِلْکَ اَلْأَیََّامُ نُدََاوِلُهََا بَیْنَ اَلنََّاسِ ؛۹-۱۴۳:۱۴۰/} ای نصرفها بینهم ندیل لهؤلاء تارة و لهؤلاء اخری. (اقرب الموارد). جعلها لقوم مرة و اخری لاخرین. (متن اللغة). دست به دست دادن. (ترجمان علامهٔ جرجانی) (دستور الاخوان). چیزی را دست به دست رد کردن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مداولة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر