معنی مداهنة
5 بازدید
[ مُ هَ نَ ] (ع مص) ظاهر کردن خلاف باطن. (از منتهی الارب) (از متن اللغة). خیانت نمودن. مصانعت کردن. بربافتن. پوشیدن کاری را. (از منتهی الارب). مصانعه و پوشیدن ما فی الضمیر و به خلاف آن اظهار کردن. (از اقرب الموارد). || نرمی کردن. (دهار) (زمخشری). سستی کردن. (آنندراج). آسان فراگرفتن. (از منتهی الارب). رجوع به مداهنه و مداهنت شود. || مداهنه عبارت است از منکری و ناپسندی از کسی مشاهده کردن و قادر بر دفع آن بودن و به خاطر رعایت جانب مرتکب یا جوانب دیگر یا به علت کم مبالاتی و سستی در کار دین متعرض او نشدن و دفعش نکردن. (از تعریفات) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مداهنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر