معنی مدامع
5 بازدید
[ مَ مِ ] (ع اِ) محلهای اشک. مجراهای اشک. (فرهنگ فارسی معین). کنج های چشم. (آنندراج). دنبال چشم. (فرهنگ خطی). جِ مدمع. رجوع به مدمع شود: بعضی آب صفت از راه منافذ مدامع خرج کند. (سندبادنامه ص ۱۵۰). || اشکها. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به فرهنگ فارسی معین شود.
کلمات همقافیه با «مدامع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر