معنی مدالکة
6 بازدید
[ مُ لَ کَ ] (ع مص) دارادار نمودن حق کسی را. (از منتهی الارب). حق کسی مدافعت کردن. (تاج المصادر بیهقی). مماطلة کردن. (متن اللغة) (اقرب الموارد). فهو مدالک. || الحاح و پافشاری کردن در تقاضا. (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «مدالکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر