معنی مدافع
5 بازدید
[ مَ فِ ] (ع اِ) جِ مِدفَع. (متن اللغة). رجوع به مدفع شود. || جِ مَدفَع. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به مدفع شود.[ مُ فَ ] (ع ص) مهتر غیرمزاحم. (منتهی الارب). گویند: سید غیرمدافع. مزاحم فی السیادة. (اقرب الموارد).[ مُ فِ ] (ع ص) راننده و دورکننده. (آنندراج).کسی که دفع می کند و دور می نماید. مدافعه کننده و از خود دورکننده. (از ناظم الاطباء). که از شخصی یا شهری یا جائی در مقابل استیلا و دست اندازی تعرض کننده و دشمن دفاع میکند: مدافع شهر. مدافع کشور. مدافع ناموس و جز آن. || دفاع کننده. - وکیل مدافع؛ نماینده ای که در مراجع قضائی از حق یکی از طرفین دعوی دفاع می کند و از تجاوز به حقوق او جلوگیری می نماید. رجوع به ذیل وکیل شود. || مزاحم. متعرض. (ناظم الاطباء): در ایالت آن حدود بی منازعی و مدافعی متمکن بود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۸۸).
کلمات همقافیه با «مدافع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فع» برای سرودن شعر