معنی مداعبت
6 بازدید
[ مُ عَ بَ ] (ع اِمص) مزاح. خوش طبعی. (غیاث اللغات). مداعبه. ممازحه. شوخی : چندانکه ملاعبت کرد و بساط مداعبت گسترد جوابش نگفتم. (گلستان سعدی). || (مص) بازی کردن. (غیاث اللغات). مداعبة. رجوع به مداعبة شود.
کلمات همقافیه با «مداعبت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر