معنی مداعاة
3 بازدید
[ مُ ] (ع مص) شکستن و ویران کردن دیوار را. (از منتهی الارب). خراب کردن دیوار. (از اقرب الموارد). خانه یا دیوار را از اطراف ویران کردن. (از متن اللغة). || باهم چیستان گفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || با کسی برابر کردن و ستیزه کردن. (ناظم الاطباء). محاجاة. (متن اللغة) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مداعاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر