معنی مدائنی
5 بازدید
[ مَ ءِ نی ی ] (ص نسبی) منسوب به مدائن. مداینی.[ مَ ءِ ] (اِخ) علی بن محمدبن عبداللََّه ، مکنی به ابوالحسن و معروف به مدائنی، از رواة و مورخان کثیرالتصنیف قرن دوم و از مردم بصره است به سال ۱۳۵ هـ . ق. در بصره ولادت یافت و چندی در مدائن سکنی کرد و سرانجام به بغداد رفت و در آنجا به سال ۲۲۵ هـ . ق. درگذشت. ابن ندیم تألیف در حدود دویست مجلد کتاب در سیرت نبی و اخبار نساء و تاریخ خلفاء و تاریخ وقایع و جنگها و فتوحات و همچنین تاریخ شعرا و بلدان بدو منسوب داشته است. رسالهٔ المردفات من قریش والتعازی از آثار او باقی مانده و به چاپ رسیده است. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه و شیخ مفید در کتاب ارشاد از مقتل او نقل کرده اند. (از الاعلام زرکلی ج ۵ ص ۱۴۰) (ریحانة الادب ج ۵ ص ۲۶۶). رجوع به فهرست ابن ندیم ج ۱ ص ۱۰۰ و تاریخ بغداد ج ۱۲ ص ۵۴ و ارشادالاریب ج ۵ ص ۳۰۹ و روضات الجنات ص ۴۷۲ و هدیةالاحباب ص ۲۳۸ شود.[ مَ ءِ ] (اِخ) محمدبن ایوب بن سلیمان مدائنی، مکنی به ابوطالب، از بلغاء مترسلان قرن پنجم هجری قمری و از وزیران القادر باللّه والقائم بامراللََّه عباسی است. او راست کتابی در خراج و مهیار شاعر قصایدی در مدحش سروده است. تولدش به سال ۳۷۰ و وفاتش در ۴۴۸ هـ . ق. است. رجوع به الاعلام زرکلی ج ۶ ص ۲۷۰ و مآخذ مذکور در آن کتاب شود.
کلمات همقافیه با «مدائنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر