معنی مخیف
5 بازدید
[ مُ ] (ع اِ) شیر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (آنندراج). شیر بیشه. (ناظم الاطباء). || (ص) ترساننده و هولناک. وجع مخیف؛ درد ترساننده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از آنندراج). و رجوع به اخافة شود.[ مُ خَ یْ یِ ] (ع ص) (از «خ وف»)ترساننده و کسی که گرداند چیزی را به حالی که می ترسند از وی مردم. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). هولناک و ترسناک و کسی که ترسناک می گرداند. (ناظم الاطباء). و رجوع به تخویف شود.
کلمات همقافیه با «مخیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر