معنی مخیض
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) دوغ و شیر مسکه برگرفته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). دوغ روغن گرفته شده و دوغ و شیر مسکه برگرفته. (آنندراج) (از اقرب الموارد). دوغ روغن گرفته. (غیاث). و رجوع به مخموض و تحفهٔ حکیم مؤمن و تذکرهٔ داود ضریر انطاکی و ترجمهٔ صیدنه و الفاظ الادویه و لبن حامض و دوغ شود.[ مُ ] (ع ص) کسی که اسب را در آب می راند و در آب می آورد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به اخاضه شود.
کلمات همقافیه با «مخیض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر