معنی مخیز
4 بازدید
[ مَ ] (اِ) به معنی مهمیز است و آن آهنی باشد سرتیز که بر پاشنهٔ کفش و موزه نصب کنند و بر پهلوی اسب خلانند تا اسب تند شود. (برهان) (آنندراج) (از انجمن آرا). مهمیز. (ناظم الاطباء): چو رستم ورا دید زانگونه تیز برآشفت زانسان که بور از مخیز. فردوسی؟ (از فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «مخیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر