معنی مخی
5 بازدید
[ مُ خْ خی ] (ص نسبی) منسوب به مخ: صفراء مخی؛ هرگاه که بلغم سطبری با صفرا بیامیزد، و حرارت وی کمتر گردد هم سطبر شود همچون زردهٔ خایهٔ مرغ. طبیبان آن را مخی گویند و به تازی مخ زردهٔ خایهٔ مرغ را گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «مخی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خی» برای سرودن شعر