معنی مخوض
7 بازدید
[ مِ خْ وَ ] (ع اِ) کفچهٔ شراب. (مهذب الاسماء). کبچه و یا چیزی که بدان شراب را زنند تا آمیزد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). کبچه و یا چیز دیگر که بدان شراب را شورانند. (ناظم الاطباء).[ مُ خَ وْ وِ ] (ع ص) درآینده به آب. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنکه می گذرد از گذرگاه و پایاب رودخانه. (ناظم الاطباء). و رجوع به تخویض شود. || آنکه می شوراند و می آمیزد و برمی انگیزد. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).[ مَ ] (ع ص) (از «خ وض») فرورفته و خوض کرده در آب. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به خوض شود.[ مَ ] (ع ص) گوسپند باردار. (منتهی الارب). (ناظم الاطباء). || شیر مسکه برآورده. (ناظم الاطباء). و رجوع به مخض و مخاض شود.
کلمات همقافیه با «مخوض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر