معنی مخفوض
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) تواضع و فروتنی کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). فروتن و متواضع. (ناظم الاطباء). || پشت شکسته. ویران و خراب گشته : سد سیلاب حوادث در این بلیه منبثق و یکسان با خاک، و بناء عزت منقوض و لواء مجدت مخفوض، اشک دیدهٔ انام مسفوح... (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۴۴). || خوش و آسوده: عیش مخفوض و خافض؛ زندگی خوش و خرم. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). رجوع به خافض شود. || (اصطلاح نحوی) حرفی که دارای خفض باشد. (ناظم الاطباء). مجرور. رجوع به خفض شود.
کلمات همقافیه با «مخفوض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وض» برای سرودن شعر