معنی مخطوط
7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) خطی. کتاب خطی. مخطوطات، کتب خطی ، مقابل چاپی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || خط کرده شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شیارشده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). حفرکرده شده. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مخطوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر