معنی مخطم
6 بازدید
[ مَ طِ / مِ طَ ] (ع اِ) منقار مرغان و پیش بینی و دهن ستور و بینی مردم. ج، مخاطم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). بینی انسان. (از محیط المحیط).[ مُ خَ طْ طَ ] (ع ص) اسب که از پتفوز تا حنک اسفل وی سفیدی گرفته باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از محیط المحیط). || شتر مهار در بینی کرده شده و شتری که بینی وی را می کشند تا مهار در وی گذارند. (ناظم الاطباء). و رجوع به مخطمة شود.[ مُ خَ طْ طَ / مُ خَ طْ طِ ] (ع ص) غورهٔ خرماکه بر وی خطهای سفید پیدا آید. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ مَ طَ ] (ع اِ) زن. (منتهی الارب) (آنندراج). زن و زوجه. (ناظم الاطباء).[ مُ خَ طْ طَ ] (ع اِ) جای مهار در بینی شتران. (از ذیل اقرب الموارد).[ مُ خَ طْ طِ ] (ع ص) مهار در بینی شتر کننده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنکه مهار در بینی شتر و یا اسب مینهد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مخطم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طم» برای سرودن شعر