معنی مخشم
5 بازدید
[ مُ خَ شْ شَ ] (ع ص) مرد مست بی خبر. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). و رجوع به متخشم و تخشیم شود.[ مُ خَ شْ شِ ] (ع ص) بوی تند و تیز و مست کننده و برآغالنده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مخشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر