معنی مخسنوس
6 بازدید
[ مُ سِ ] (اِخ) مردی بود فرزانه و حکیم. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۲۰۲). نام حکیمی بوده یونانی به غایت عاقل و دانشمند. (برهان) (آنندراج). نام یکی از دانشمندان یونان. (ناظم الاطباء): حکیمی بد و نام او مخسنوس که دانش همی دست او داد بوس. عنصری (از لغت فرس ایضاً).
کلمات همقافیه با «مخسنوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر