معنی مخسر
6 بازدید
[ مُ سِ ] (ع ص) کم کننده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || زیان کار و زیان آور. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ خَ سْ سِ ] (ع ص) هلاک کننده. (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || آنکه سبب می شود زیان و نقصان را و زیان می آورد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ خَ سْ سَ ] (ع ص) زیان دیده و ضررکشیده : ور راه نیابی نه عجب دارم ایراک من چون تو بسی بودم گمراه و مخسر. ناصرخسرو (دیوان ص ۱۷۳). و رجوع به تخسیر و مادهٔ قبل شود. || ظالم و ستمگر. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). || گمراه کننده و اغواکننده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مخسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر