معنی مخروف
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) چیده شده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). میوهٔ چیده شده. (ناظم الاطباء). || آب داده شده از باران خریفی و نخستین باران اول زمستان. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مخروف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر