معنی مخرقه

معنی مخرقه

6 بازدید
[ مُ خَ رْ رَ قَ ] (ع ص) دریده. پاره شده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ورنه برو به کون زن خویش پای سای ای حر مادرت به سر خر مخرقه. سوزنی (یادداشت ایضاً). و رجوع به تخریق شود.
[ مَ رَ قَ ] (ع اِ) دروغ : و پرده از روی کار و مخرقهٔ او برخاست و رسوا شد. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۶۴). ابر سیه را شمال کرده بود بدرقه بدرقهٔ رایگان بیطمع و مخرقه.منوچهری. رزبان گفت که این مخرقه باور نکنم تا به تیغ حنفی گردن هر یک نزنم. منوچهری. خرقه پوشان گشته اند از بهر زرق و مخرقه دین فروشان گشته اند از آرزوی جاه و مال. سنائی. از دل خرقه سوز مخرقه ساز بیش از این گرد کوی آز متاز.سنائی. صدق به صدق، مخرقه یله کن ساز کشتی به بحر در، خله کن. سنائی (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). از روی مخرقه همه دعوی دین کنند وز کوی زندقه بجز اهل فتن نیند.خاقانی. کژخاطران که عین خطا شد صوابشان مخراق اهل مخرقه مالک رقابشان.خاقانی. و رجوع به معنی اول مادهٔ قبل شود.

کلمات هم‌قافیه با «مخرقه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید