معنی مختلط
5 بازدید
[ مُ تَ لِ ] (ع ص) آمیخته. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): از خود ای جزو ز کلها مختلط فهم میکن حالت هر منبسط.مولوی. و رجوع به اختلاط شود. - جمل مختلط؛ شتر که پیه با گوشت وی آمیخته باشد از فربهی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). ناقة مختلطة کذلک. (منتهی الارب). || کار درهم و پریشان. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) و رجوع به اختلاط شود. || مضطرب. (ناظم الاطباء). || دشوار و مشکل. || مبهم و نامعلوم. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «مختلط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لط» برای سرودن شعر