معنی مختضر
7 بازدید
[ مُ تَ ضِ ] (ع ص) دروکنندهٔ غلهٔ سبز. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به اختضار و مادهٔ بعد شود.[ مُ تَ ضَ ] (ع ص) جوان میرنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به اختضار شود. || گل پژمردهٔ از اول نموش. (ناظم الاطباء). || برندهٔ گیاه سبز. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مختضر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضر» برای سرودن شعر