معنی مخترق
6 بازدید
[ مُ تَ رِ ] (ع ص) باد گذرنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). باد سخت وزنده. (ناظم الاطباء). || بربافندهٔ دروغ. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دروغ بربافنده و ایجادکنندهٔ دروغ. (ناظم الاطباء). || گذرنده و رونده. (آنندراج). کسی که می گذرد و می رود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به اختراق شود.[ مُ تَ رَ ] (ع اِ) مهب باد و بادگذر. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). جای وزیدن باد و بادگذر. (ناظم الاطباء). || دشت و بیابان. || هنگام و زمان حرکت و سیر. || جای حرکت و سیر. || محل عبور کشتی. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مخترق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر