معنی مخترعات
5 بازدید
[ مُ تَ رَ ] (ع ص، اِ) احداثات و اختراعات. (ناظم الاطباء). جِ مخترعة. نو پدید آورده ها: بر آن قرار افتاد که از عرایس مخترعات گذشتگان مخدره ای که از پیرایهٔ عبارت عاطل باشد به دست آید. (مرزبان نامه ص ۶). و رجوع به مخترعة شود.
کلمات همقافیه با «مخترعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر