معنی مختتم
4 بازدید
[ مُ تَ تِ ] (ع ص) به پایان برنده. نقیض مفتتح. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). پایان برنده و به انجام رساننده. (ناظم الاطباء).[ مُ تَ تَ ] (ع ص) بپایان برده شده. || (اِ) پایان. خاتمه. انجام : و ترتیب این کتاب بر صد باب و چهار قسم نهاده آمد و مختتم ابواب را به مدح سلطان وزرای جهان موشح گردانیده شد. (جوامع الحکایات چ معین ج ۱ ص ۲۷).
کلمات همقافیه با «مختتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر