معنی مختبط
5 بازدید
[ مُ تَ بِ ] (ع ص) خواهندهٔ چیزی از کسی بی وسیله و سابقهٔ معرفتی. (غیاث) (آنندراج). آنکه از کسی احسان و نیکوئی خواهد بدون سابقهٔ قرابت. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || در شب سؤال کننده از جهت شرم و عار. (غیاث) (آنندراج). || کسی که به عصا برگ ریزد از درخت. (آنندراج). آنکه برگ از درخت می ریزد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). و رجوع به اختباط شود.
کلمات همقافیه با «مختبط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بط» برای سرودن شعر