معنی مخایل
4 بازدید
[ مَ یِ ] (ع اِ) نشانه ها. علامتها: شرم و حلم و سخا شمایل او هر سه ظاهر شد از مخایل او.سنائی. و حمداً للّه تعالی که مخایل مزید مقدرت و دلایل مزیت بسطت هر چه ظاهرتر است. (کلیله و دمنه چ مینوی ص ۱۴). و حسن مخایل این ظفر آن روز دیدم که آن مدبران قصدی پیوستند و از آن جنس اقدامی جایز شمردند. (کلیله و دمنه ایضاً ص ۲۲۸). گفت مخایل مخاصمت تو با خود و تحیر رای تو در عزیمت تو ظاهر است. (کلیله و دمنه، ایضاً ص ۲۴۸). مخایل نجابت بر ناصیهٔ او معین و دلایل شهامت بر جبین او مبین. (سندبادنامه ۴۲۶). و فرزندی را که مخایل رشد و آثار نجابت انوار کیاست و فراست بر جبین او مبین و لایح بود. (سندبادنامه ص ۷۹). خلق و خلق او دیباچهٔ لطافت و شمایل و مخایل او فاتحهٔ مصحف ظرافت. (سندبادنامه ص ۱۴۹). و مخایل مزید مقدرت و دلایل دوام سلطنت آن شاه رای زن از پرتو نور ضمیر این وزیر رای زن هر روز ظاهرتر چهره نمود. (جوامع الحکایات ج ۱ دیباچه ص ۷). رجوع به مخائل و مخیله شود.
کلمات همقافیه با «مخایل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر