معنی مخاوصة
4 بازدید
[ مُ وَ صَ ] (ع مص) معارضه کردن کسی را در بیع. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || چشم فروخوابانیده تیز نگریستن به سوی چیزی چنانکه در راست گردانیدن تیر و دیدن در جرم آفتاب باشد. (منتهی الاب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). به دنبال چشم به کسی نگریستن. (زوزنی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مخاوصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر