معنی مخانیث
4 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ مخناث. (محیط المحیط) (از اقرب الموارد). رجوع به مخناث شود. || در شاهدهای زیر ظاهراً جمع مخنث است: چون به حضرت رسیدند ایشان را به رسوائی تمام و مذلتی عظیم به میان بخارا برآوردند و مخانیث شهر با معازف و ملاهی پیش ایشان بازآمدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۹۳). با بعضی نوادر و غرائب کلمات ضعفاء ناس مانند زنان و مخانیث و مجانین. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۵). و رجوع به مخناث و مخنث شود.
کلمات همقافیه با «مخانیث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یث» برای سرودن شعر