معنی مخاطرة
4 بازدید
[ مُ طَ رَ ] (ع مص) در خطر اوگندن. (زوزنی). در خطر افکندن. (تاج المصادر بیهقی). خود را در خطر افکندن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). مخاطره. در بلا و در خطر افکندگی و مهلکه و معرض هلاکت و خطر و بیم و هول و ترس از جان و مال. (ناظم الاطباء): چون از آنجا بروی تا به حسینان راه اندر میان دو کوهی است، و اندر این راه هفتاد و دو آب بباید گذشتن و راهی است با مخاطره و بیم. (حدود العالم چ دانشگاه ص ۷۱). برامکه با تو چه کردند که واجب دانی جهت ایشان جان در معرض مخاطره نهادن. (تاریخ بخارا، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). نیکو در این مثال تن خویش را ببین گرگ و بره مباش و بترس از مخاطره. ناصرخسرو. خردمندان... از بیدار کردن فتنه و تعرض مخاطره، تحرز و تجنب واجب دیده اند. (کلیله و دمنه چ مینوی ص ۱۱۵). از دهر خاطر فضلا را مخاطره است خاقانی از مخاطره در زینهار تو است. خاقانی. و چون راه فراز از آن سنگ پاره به قلعه به غایت تنگ بود و باریک و جای مخاطره، زیادت از سه کس مجال ایستادن و با اهل قلعه داد مدافعه و قتال دادن نداشتند. (ظفرنامهٔ یزدی ج ۲ ص ۳۷۶). - مخاطره کردن؛ خود را به خطر انداختن : مگر ترا ز کسی نکبتی رسید بروی مگر مخاطره ای کرده ای به جای خطر. فرخی (دیوان ص ۱۲۸). علی وی را پرسید به چه آمده ای و بونصر را اگر یک روز دیده محال بودی که این مخاطره بکردی زیرا که این رای از بونصر نیست. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۷۳). || خود را نزدیک به یافتن پادشاهی گردانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || بر مال خود گرو بستن. یقال: خاطره علی کذا. (منتهی الارب) (از آنندراج). با کسی گرو بستن. (زوزنی). گرو بستن بر مال. (ناظم الاطباء). و رجوع به مراهنة شود.
کلمات همقافیه با «مخاطرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر