معنی مخاطبات
4 بازدید
[ مُ طَ ] (ع اِ) باهم کلام کردن ها. (غیاث) (آنندراج). || گاهی مراد از آن مراسلات و مکاتبات باشد. (غیاث) (آنندراج). مراسلات و مکاتبات. (ناظم الاطباء): بر قاعدهٔ معهود مناشیر و امثله و مخاطبات به تازی نویسند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۶۷). || خطاب های تند و خشم آلود: امیرخان را طلب نموده مخاطبات عنیف کرد. (عالم آرا، ص ۲۱۶). || خطابه ها. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مخاطبات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر