معنی مخاضنة
3 بازدید
[ مُ ضَ نَ ] (ع مص) با زنی دوستی داشتن. (زوزنی). مغازلة. (تاج المصادر بیهق) (از اقرب الموارد). عشق بازی کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || با هم دشنام دادن به فحش. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مخاضنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر