معنی مخازی
4 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) رسوائیها و بی آبروئی ها و خواریها. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون): پادشاه که از مقابح افعال کارداران و مخازی احوال ایشان رفادهٔ تعامی بر دیدهٔ بصیرت خویش بندد... (مرزبان نامه ص ۲۹).
کلمات همقافیه با «مخازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر