معنی مخابرة
5 بازدید
[ مُ بَ رَ ] (ع مص) کشاورزی کردن و کشاورزی کردن بر نصف خراج و مانند آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (از تعریفات جرجانی). کشاورزی کردن بر ثلثی یا ربعی. (تاج المصادر بیهقی). ضیعتی را به برزگری فاکسی دادن. (زوزنی). مزارعة و کشاورزی کردن بر نصف خراج و جز آن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مخابرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر