معنی محکمکمانی کردن
5 بازدید
[ مُ کَ کَ کَ دَ ] (مص مرکب) دلیری کردن. - کنایه از تشدد کردن. تغیر نمودن. سختگیری کردن : تو نیز اکنون مکن محکم کمانی بدل یاد آر مهر سالیانی.(ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «محکمکمانی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر