معنی محول کردن
5 بازدید
[ مُ حَ وْ وَ کَ دَ ] (مص مرکب) گذاشتن. واگذاشتن. فکندن. واگذار کردن. بازگذاشتن. - محول کردن به...؛ گذاشتن به... واگذاشتن به... گذاشتن کاری به کسی. واگذاشتن کاری به کسی.
کلمات همقافیه با «محول کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر