معنی محواة
4 بازدید
[ مَ حْ ] (ع ص) محیاة. پُرمار. ارض محواة و محیاة؛ زمینی مارناک. زمینی بسیارمار. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «محواة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر