معنی محنتزای
5 بازدید
[ مِ نَ ] (نف مرکب) که اندوه و رنج زاید. محنت آور. که درد و غم آرد: محنت و من روی در روی آمده چون جوز و مغز فندق آسا بسته روزن سقف محنت زای من. خاقانی.
کلمات همقافیه با «محنتزای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر