معنی محنتخور
4 بازدید
[ مِ نَ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) خورندهٔ محنت. تحمل کنندهٔ رنج و سختی. غمخور. اندوه خور. که سختی و رنج برد. که بدبختی و آفات تحمل کند: بیا ساقی آن می که محنت بر است به چون من کسی ده که محنت خور است. نظامی.
کلمات همقافیه با «محنتخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر