معنی محنتآباد
4 بازدید
[ مِ نَ ] (اِ مرکب) جای محنت. محنت کده : کسی کو شدی ناامید از جهان در آن محنت آباد گشتی نهان.نظامی. سینهٔ من کاسمان در خون اوست از خرابی محنت آبادست باز.؟ || کنایه از دنیاست : چو روزی بگذرم زین محنت آباد از آن ترسم کزین هم ناوری یاد.نظامی. که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین نشیمن تو نه این کنج محنت آباد است. حافظ.
کلمات همقافیه با «محنتآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر